عبد الله احمديه
31
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
باز هم تأكيد مىكنم كه سوء مزاج انواع زياد دارد و به اشكال گوناگون بروز مىكند . هر بيمارى سخت و صعب العلاج مزاجى كهنه را پس از يأس از هرگونه درمانى بايد دست آخر از سوء مزاج دانسته و از اين طريق به درمان آن پرداخت . اقسام متنوع سوء مزاج همه شاخسارهاى يك ساقه و يك ريشه بوده و سرانجام همگى به روش مشترك مداوا مىشوند . در معالجه ، نخست بايد طبيعت و چگونگى حالات بيمار و اعضاء و احشاء او را تحت بررسى قرار داد و ميزان تحمل او را فهميد . سپس لازمست مدتى داروهاى گوناگون تجويز كرد تا طبيعت و مزاج بيمار شناسائى شود . در همين ضمن بدن او را ، با داروهاى موافق طبع ، از سموم پاك ساخت بويژه رودهها را به كار واداشت و از اعمال كليهها و كبد آگاهى كامل حاصل نمود . وضعيت آنها را از هر جهت مد نظر و مورد رعايت قرار داد . پس از آنكه همه چرخهاى بدن به گردش افتاد آنگاه بايد به اصل و ريشه بيمارى نظر دوخت . در اين هنگام است كه بايد انواع « هليله » و « مقل » و ديگر داروهاى لازم را تجويز نمود . در عمل مىبينيم شخصى كه به عقيده پزشكان متقدم « رطوبت بدن » او زياد بوده و روز به روز نيز بيشتر مىشود هرگاه ماست يا اسفناج و يا خوراكىهاى « مرطوب » ديگر بخورد و يا در اماكن رطوبى سكنى گزيند دچار سستى و دردهاى مختلف در بدن خواهد گرديد . اين فرد براى رفع چنين حالاتى نياز به مواد داروئى و خوراكىهاى « گرم و خشك » مانند زنجبيل و دارچين و مانند آن دارد . در اثر استفاده از اين قبيل خوراكىها يا داروهاى « گرم » رفع دردها و سستى در او خواهد شد . اما از سوى ديگر چنانچه جگر « گرم » باشد موجب ناراحتى و سوزش ادرار مىشود و ادرار نيز اغلب كدر خواهد بود . همچنين بيمار دچار خشكى دهان ، خفگى ، كلافگى و بيخوابى شده و گاه از خارش رنج مىبرد . در اينجا مىبينيم كه بيمار ، به اعتقاد طب سنتى به دو وضعيت متضاد دچار شده و دو طبيعت مختلف دارد : « استخوان سرد » و « جگر گرم » . بديهى است در چنين شرايطى بايد با تدبير و تمهيد به درمان پرداخت . به همين جهت آنان كه آگاهى در طب قديم نداشته و از